محمد مهدى ملايرى

41

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

بايد هم آن نشانه‌ها و هم آن مآخذ را نيز از جملهء دلايل و اماراتى شمرد كه پژوهنده را به چند و چون ادب و فرهنگ ايران ساسانى رهنمون توانند بود « 1 » . دوران انتقال با اين مقدّمات ميان دو دورهء ساسانى و اسلامى در آنچه به زبان و فرهنگ ايران بازمىگرديد دورانى به نام دوران انقطاع ، بدان‌گونه كه ميان دو دورهء هخامنشى و ساسانى وجود مىداشت ، باقى نمىماند . و آنچه باقى مىماند دورانى بود كه در آن فرهنگ ايران در گذار از عصر ساسانى به عصر اسلامى تحوّلى متناسب با جامعهء اسلامى ايران يافته ، هم به زىّ عربى درآمده و در فرهنگ و ادب عربى اثر گذارده ، و هم در زىّ فارسى خود در درون جامعهء ايرانى به سير تاريخى خود ادامه داده تا بار ديگر در زمانى مناسب در جهان علم و ادب به شكل فارسى اسلامى رخ نمايد . و هم در مظهر تدبير و سياست كه از قرنها پيش از اسلام در ادارهء دولتهاى ايران به‌كار مىرفته در اين دوران در راه بردن حكومت خلفا به‌كار رفته « 2 » با اين تفاوت كه در اين دوران آنچه شده و اتّفاق افتاده آن‌چنان دچار دگرگونى و ابهام گرديده كه رفع آنها به‌آسانى و بدون تحقيق و تتّبع ژرف ميسّر نيست . و همين امر هم باعث بوده كه از اين دوران ناشناخته به

--> ( 1 ) - اين اجمال را در مقاله‌اى از نويسندهء اين كتاب كه به مناسبت تشكيل كنگرهء ايران‌شناسان در تهران با عنوان « از منابع تحقيق دربارهء ادبيّات ساسانى » در مجلّهء الدّارسات الادبيّه ، نشريهء كرسى زبان و ادبيّات فارسى دانشگاه لبنان منتشر گرديد ( سال 8 ، شماره‌هاى 3 و 4 ) و هم‌چنين در نشريهء ايران‌شناسى ، تهران ، بهمن‌ماه 1346 ، ص 24 به بعد خواهيد يافت . ( 2 ) - مقدمهء ابن خلدون ، ص 174 چاپ سوّم ، 1900 ميلادى ، دربارهء انتقال تمدّن از دولتهاى گذشته به جانشينانشان : « . . . و بدين‌گونه تمدّن از دولتهاى گذشته به جانشينانشان منتقل مىگردد ، چنان كه تمدّن ايرانيان به اعراب بنى اميّه و بنى عباس منتقل گرديد ، و تمدّن بنى اميّه در اندلس به پادشاهان مغرب چه موحّدين و چه پادشاهانى كه در اين عهد حكومت مىكنند ، و تمدّن بنى عبّاس به ديلميان و سپس به تركها و سلجوقيان و از آنها به تركهاى مماليك در مصر و سپس به مغولها در عراقين منتقل شد .